عادت داد. اخترگويي يك فلسفه‌ٴ خام طبيعي بود كه به‌تدريج با افزايش نسبت معلومات فيزيكي‌ و همراه با كاهش خرافات تهذيب شد؛ پيش‌رفت از سده‌ٴ چهاردهم تا پانزدهم بسيار كند بود و تا زمان رياضي‌دانان پزشكي تازه‌، يعني سانتوريو سانتوريو (1561 ـ 1636)، دكارت‌، جوواني‌ آلفونسو بورِلي (1608 ـ 1679)، جورجو باليوي (1668 ـ 1707) و غيره اين جهان‌بيني‌ بي‌تغيير ماند.
درهمين اثنا، برخي اشاره‌هاي مكتب شيمي پزشكي را مي‌توان در نوشته‌هاي كيمياگري‌ لاتيني‌، يوناني‌، عربي و هم‌چنين آثار سانسكريتي مروتونگا يافت‌. وضع در هر دو مورد تا حدود زيادي يكسان بود. هم‌چنان‌كه مكتب طبيعي تا پاك‌سازي آن از اخترگويي نتوانست پديد آيد، به‌همان ترتيب آموزه‌هاي شيمي پزشكي پاراسلسوس (1493 ـ 1541) و ژان باتيست فان‌ هلمونت (1577 ـ 1644)، هم تا دور ريختن فضولات زيادي از كيمياگري نتوانست شكل‌ بگيرد.
2. ترجمه‌ها و شرح‌ها. طب تاحدود زيادي معرفت كتابي بود، ولي بايد به‌خاطر داشته باشيم كه‌ ما با موٴلفان آثار پزشكي بيش از پزشكان آشنايي داريم‌، پزشكاني كه هرقدر هم دانشمند و آزموده بوده‌اند، چيزي ننوشته‌اند و از اين‌رو، بينش كلي ما تاحدي بر خطاست‌. امكان دارد خلاق‌ترين پزشكان براي ما ناشناس باشند؛ هرچند سنّت هر كشف در حكم خود آن كشف‌ است‌، چون كشفي كه نتواند انتقال يابد، عملاً موجوديتش را از دست مي‌دهد.
ناقلان معلومات طبي توجه زيادي به مراجع و مآخذ اصلي نشان داده‌اند، آنها را خوانده‌اند، ترجمه كرده‌اند و بر آنها شرح و حاشيه نوشته‌اند. كشف اين‌كه كدام موٴلفان مورد توجه قرار گرفته‌اند جالب است‌.
براي روشن ساختن زمينه بهتر است نخست از اسئله و اجوبه‌ٴ ارسطو آغاز كنيم كه مجموعه‌اي‌ از يك زمان نامعلوم است و مسائل طبي زيادي را با شيوه‌ٴ مشايي بيان مي‌كند. پيترو توسينيانو آن را به‌صورت جدول‌هايي در آورد و اورار دوكنتي به فرانسه ترجمه كرد.
هنوز بقراط استاد بزرگ بود. مي‌توان تصور كرد هر پزشكي بخشي از آثار بقراط را مي‌خواند و هر موٴلف پزشكي اشاره‌هايي به آثار وي داشت‌. ابراهيم كَبرِت شرحي بر فصول نوشت و مارتين دو سن ژيل فصول را از لاتيني به فرانسه ترجمه كرد. جوواني و مارسيليو دا سانتاسوفيا، ياكوپو دِلاّ توره‌، اوگو بنتسي و غيره شرح‌هايي بر آثار بقراط نوشتند.
بعد از بقراط، بيش از همه جالينوس اهميت داشت و اين‌دو تقريباً جدايي‌ناپذير بودند، چون‌ بسياري از آثار بقراط همراه با شرح جالينوس ترجمه شده بود. از اين‌رو، شرح‌هايي داريم بر آثار جالينوس از برادران سانتاسوفيا، اوگو بنتسي‌، ياكوپو دِلاّ توره‌، توماسو دل گاربو، يا كوپو دا آركوا، و غيره‌.